{{item.fa_name}}
جستوجوی دقیق برای معنی
Calcined eggshell
در واژهنامه ترجمیک
زمان جستجو: ۰.۰۰۲ هزارم ثانیه
درباره واژهنامه ترجمیک
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
پوست تخم مرغ کلسینه شده
معنی Calcined eggshell, معنی Cشکرهئثی ثللساتثکک, معنی Calcined eggshell, معنی اصطلاح Calcined eggshell, معادل Calcined eggshell, Calcined eggshell چی میشه؟, Calcined eggshell یعنی چی؟, Calcined eggshell synonym, Calcined eggshell definition,
معنی wife
,
معنی ulcerative;زخمى
,
معنی 0
,
معنی زیرخاک کردن، دفن کردن، مقبره ساختن
,
ترجمه زیرخاک کردن، دفن کردن، مقبره ساختن
به انگلیسی,
ترجمه مقاله فارسی به انگلیسی
،
ترجمه مقالات انگلیسی